تبليغاتX
ebay
سوزوكي موتور، يك كارخانه چند مليتي ژاپني است كه دفتر مركزي آن در هاماماتسو ژاپن واقع شده است و اتومبيل‌هاي كوچك، شاسي بلندهاي قدرتمند، موتورسيكلت، خودروهاي چند منظوره، موتور قايق‌‌هاي دريايي، ويلچر و انواع موتورهاي احتراق داخلي كوچك توليد مي‌كند. بنابر آمار انجمن اتومبيل‌سازان ژاپن، سوزوكي دومين توليدكننده بزرگ ماشين‌هاي كوچك و كاميون است.
ميچيو سوزوكي در سال 1887 متولد شد و در سن 22 سالگي كارخانه نساجي سوزوكي را در روستاي ساحلي كوچكي در هاماماتسو راه اندازي كرد. اين كارخانه به موفقيت غيرقابل توصيفي دست يافت، زيرا سوزوكي منسوجات بافتني براي صنايع بزرگ ابريشم ژاپن توليد مي‌كرد.
در سال 1929، ميچيو سوزوكي يك دستگاه بافت پارچه جديد اختراع كرد كه به كشورهاي خارجي نيز صادر شد. پس از آن اين شركت شروع به ابداع و ثبت اختراعاتش نمود و بيش از 120 حق اختراع به نام خود ثبت كرد. دوره 30 ساله اول اين شركت نيز به گسترش و توليد اين ماشين آلات پيچيده اختصاص يافت.
سوزوكي به‌رغم موفقيت در زمينه نساجي، به دليل اشتياق بالا و علاقه به توليدات متنوع، در صدد تغيير كاربري كارخانه خود برآمد. او پس از بررسي فراوان ساير توليدات و با توجه به نياز آن زمان مردم، به اين نتيجه رسيد كه توليد اتومبيل‌‌هاي كوچك مي‌تواند بهترين و عملي‌ترين كار باشد.
اين پروژه در سال 1937 شروع شد و پس از طي دو سال، سوزوكي چندين مدل اوليه مختلف ساخته بود. اين خودروهاي اوليه به وسيله موتورهاي نوآورانه چهارسيلندر چهارزمانه با مايع خنك‌كننده به حركت در مي‌آمدند. اين موتور با جابه‌جا كردن فقط 800 سي‌سي از گنجايش موتور و با داشتن ميل لنگ و جعبه دنده آلومينيومي، بيش از 13 اسب بخار نيرو توليد مي‌كرد.
با شروع جنگ جهاني دوم، دولت توليد اتومبيل‌هاي كوچك شهري را غيرضروري دانست و برنامه‌هاي سوزوكي با شكست مواجه شد، بنابراين شركت به توليد منسوجات بازگشت. اين تجارت با ورود كشتي‌هاي حامل پارچه به ژاپن، بسيار ترقي كرد و آينده سوزوكي با افزايش سفارشات متعددي كه از كارخانجات بومي ‌دريافت مي‌كرد، روشن شد، ولي اين موفقيت دوام چنداني نيافت و بازار پارچه در سال 1951 سقوط كرد.
سوزوكي پس از اين شكست، مجدداً تصميم به بازگشت به خودروسازي گرفت. پس از جنگ، مردم ژاپن نياز زيادي به يك وسيله نقليه شخصي مطمئن و ارزان داشتند. تعدادي از كارخانه‌ها شروع به توليد و عرضه موتورهاي گازسوز قابل نصب بر روي دوچرخه كردند و سوزوكي نيز اولين دوچرخه موتوردار خود، با نام Power Free را توليد كرد. اين دوچرخه‌داراي يك موتور دو زمانه 36 سي‌سي با قدرت يك اسب بخار بود كه قابليت ويژه‌اي نسبت به ساير موتورهاي دوچرخه داشت. اين ويژگي دوچرخه‌سوار را قادر مي‌ساخت كه موتور را به سه حالت مختلف تنظيم كند و بتواند با كمك موتور و بدون كمك آن ركاب بزند و يا بدون ركاب تنها قدرت موتور را استفاده كند. اين اختراع به قدري مورد توجه قرار گرفت كه دولت كمك مالي بزرگي براي ادامه تحقيقات بر روي مهندسي موتورسيكلت به كارخانه سوزوكي اعطا كرد.
سوزوكي در سال 1953 با برنده شدن موتورDiamond Free ا60 سي‌سي كوچك خود در تپه نوردي‌هاي كوه فوجي، به اولين پيروزي خود در مسابقات موتور سواري دست يافت كه اين پيروزي‌ها، ساليان سال براي سوزوكي ادامه داشت. در سال بعد، سوزوكي شش هزار موتورسيكلت در ماه توليد مي‌كرد و نام خود را رسما به سوزوكي موتور تغيير داد. اين شركت پس از موفقيت‌هايش در زمينه موتورسيكلت، يك اتومبيل موفق‌تر به نام «سوزولايت» توليد كرد كه در اين خودرو نيز اختراعات قابل توجهي تعبيه شده بود.
در سال 1973 اولين شعبه سوزوكي در اونتاريو كانادا افتتاح و شركت «سوزوكي كانادا» تاسيس شد. اين شركت 7 سال بعد با معرفي سه خودروي الكتريكي، در سيدني استراليا نيز شعباتي باز كرد. سوزوكي همچنين يك شركت در هندوستان با نام «موراتي سوزوكي» تاسيس كرد كه در سال 1994 توليدات آن به يك ميليون دستگاه رسيده بود. سوزوكي در سال 2003 مقام اول توليد خودروهاي كوچك ژاپن را از آن خود كرد و اولين خودروي كوچك هيبريدي خود را توليد نمود. در سال 2008 نيز اولين موتورسيكلت انژكتوري خود را معرفي كرد. در سال جاري ميلادي، شركت فولكس واگن حدود 20 درصد از سهام سوزوكي را خريداري كرد.
اكنون سوزوكي نهمين خودروساز بزرگ جهان از لحاظ تيراژ توليد است و با داشتن بيش از 45 هزار كارمند در سراسر دنيا، 35 كارخانه بزرگ در 23 كشور جهان و 133 مركز توزيع و عرضه خودرو در 192 كشور، درآمد سالانه‌اي بالغ بر 33ميليارد دلار دارد.


برچسب‌ها: سوزوکی, موفقیت
+ نوشته شده توسط anderia در شنبه پنجم فروردین 1391 و ساعت 0:10 |

مجله فورچون سلسله مصاحبه‌هایی با عنوان "چگونه کار می‌کنم" با افراد مشهور دنیای صنعت و اقتصاد انجام داده است . محور اصلی این مصاحبه‌ها نحوه انجام کارها و مدیریت برنامه‌ها توسط این اشخاص است. در یکی ازتازه‌ترین این سری مصاحبات ، مجله فورچون مصاحبه‌ای با بیل گیتس انجام داده است. به خلاصه‌ای از این مقاله توجه کنید :
اگر به دفتر بیل گیتس نگاه کنید کاغذ زیادی در آن نمی‌بینید.
او میگوید :روی میزم ۳ صفحه نمایش دارم که مجموعه آنها با هم یک دسکتاپ واحد را تشکیل می‌دهند. من می‌توانم چیزها را از یک صفحه به صفحه دیگر بکشم . اگر شما یک بار تجربه کار با یک صفحه نمایش بزرگ را تجربه کنید ، دیگر به گذشته برنمی‌گردید ، چون اثر مستقیمی روی کارآیی شما خواهد گذاشت.
صفحه نمایش چپ لیست ایمیل‌هایم را نشان می‌دهد ، صفحه نمایش وسط ایمیلی را که می‌خوانم و به آن جواب می‌دهم را نمایش می‌دهد و مرورگرم روی صفحه نمایش راست قرار می‌گیرد.

در مایکروسافت ایمیل رسانه انتخابی است و بیشتر از تماسهای تلفنی ، بلاگ ، اسناد و بولتنهای خبری و یا نشستها از آنها استفاده می‌شود. ( میلهای صوتی و فکسها در ایمیلها ادغام شده‌اند.)
بیل گیتس روزانه ۱۰۰ ایمیل دریافت می‌کند ، البته بعد از فیلتر ایمیلهای ناشناس وی چنین تعداد ایمیلی دارد.
بیل گیتس سعی می‌کند ، مطمئن شود وقتش را روی ایمیلهایی که اهمیت بیشتری دارند متمرکز کند .
تنها وسیله‌ای که گیتس در دفترش دارد و تکنولوژی پایینی دارد ، "وایت بوردش" است . وی از ماژیکهای خوشرنگی استفاده می‌کند.
در مایکروسافت ، می‌شود از روی وایت‌بوردها عکس برداشت و به رایانه‌ها ارسال کرد ، به این ترتیب آنها شبیه یک Tablet pc بزرگ می‌شوند .
کاغذ در زندگی روزانه من نقشی ندارد ، من ۹۰ درصد اخبار را آنلاین دریافت می‌کنم ، وقتی برای نشستی می‌روم برای اینکه چیزی را به بقیه نشان دهم از tablet pc استفاده می‌کنم ،
این کامپیوتر با رایانه دفترم کاملا در ارتباط است و من به همه فایلهایی که به آنها نیاز دارم ، دسترسی دارم. یک نرم‌افزار یادداشت‌برداری به نام OneNote هم روی این رایانه دارم ، بنابراین همه نوشته‌هایم به شکل دیجیتال هستند.
گیتس معمولا به جای اینکه برای پیدا کردن فایلی در داخل فولدرها دنبال آنها بگردد ، آنها را جستجو می‌کند ، این کار را پیدا کردن آدرسهای میل و شماره‌های تلفن هم انجام می‌دهد.
ابزار دیجیتالی دیگری که اثر زیادی روی کارآیی من داشته است ، نرم افزار جستجوی دسکتاپ است ، این ایزار دسترسی من را به اطلاعات روی رایانه شخصی ، سرور و اینترنت تغییر داده است ، با هاردهای بزرگتر و افزایش پهنای باند ، من چندین گیگابایت اطلاعات به شکل ایمیل ، اسناد ، فایلهای رسانه‌ای ، دیتابیس تماسها و غیره دارم.
مایکروسافت بیش از ۵۰ هزار کارمند دارد ، بنابراین وقتی به این مطلب فکر می‌کنم که آینده پرداخت آنلاین چگونه خواهد بود و یا چه کار جالبی خواهد بود که خاطرات دوران کودکی را بشود
ذخیره کرد ، یا هر چیز جدید دیگر ، آنها را می‌نویسم ، بعد کارکنان می‌توانند آنها را ببینند و بگویند : نه، تو اشتباه می‌کنی یا اینکه می‌دانی چنین کاری اینجا و اینجا انجام شده است؟
نرم‌افزار SharePoint ، یکی از نرم‌افزارهای محبوب بیل گیتس برای تماس با کارکنان و مدیریت پروژه‌هاست.

منبع :http://www.karafarini.ir


برچسب‌ها: بیل گیتس
+ نوشته شده توسط anderia در شنبه پنجم فروردین 1391 و ساعت 0:2 |
زندگی ، تلاشی برای رویاندن بذر وجود و شكوفاندن غنچه فطرت در مزرعه حیات است .
آرامش روح ، در زندگی آمیخته به معنویت و خداجویی است .
زندگی هشیاران ، اندیشه درباره سرمایه و سود ماندگار و نتیجه اخروی است ، سرمایه شان امید و ایمان و سودشان ، آرامش روح و روان است .
زندگی غافلان به دو بخش تقسیم می شود: نیمه اول به امید نیمه دوم ، نیمه دوم به حسرت نیمه اول !
آیا حیف نیست كه زندگی بگذرد ، بی آنكه به بلوغ انسانی برسیم ؟
ازدواج ، سازنده و رشد دهنده است و روح تعاون و احساس مسئولیت را بر می انگیزد وخداوند به اقدام كنندگان به ازدواج ، وعده ی توسعه رزق می دهد . در این مقاله قصد داریم با آوردن مقدمه ای كوتاه ، به تاثیرات مثبت ازدواج ، كه راهی جهت رسیدن به بلوغ انسانی است اشاره كنیم :
 
۱) آرامش :
ازدواج ، مایه ی آرامش فكری و روحی جوان و احساس شخصیت و اعتماد به نفس می شود و او را از بی عاری و بیكاری و بی برنامگی و ناامیدی می رهاند و جلوی برخی گناهان را می گیرد و موجب صیانت روحی و اخلاقی جوان می شود. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله ) نیز فرموده است :
من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الباقی (۱) :
هر كس ازدواج كند ، نیمی از دین خود را نگه داشته است ، پس در نیمه باقی مانده ، از خداوند پروا كند و تقوا بورزد.
وقتی اصل ازدواج تا این حد مهم ، كارساز ، گناه سوز ، مصلحت آفرین و مفسده زداست ، كمك به آن نیز اهمیت می یابد و برای پدر و مادر، تلاش در این راه و فراهم كردن مقدمات و زمینه ی آن ، یك تكلیف محسوب می شود و زدودن موانع و برطرف كردن دشواری های ازدواج ، و ترویج آسان سازی ازدواج و آسان گیری در این زمینه به عنوان یك فرهنگ عمومی ، وظیفه به شمار می آید.
كسی كه از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نكند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی كه فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش ‍ آنان را بی نیاز و غنی می سازد.
 
۲) تلاش معاش :
ایجاد بستر مناسب و انگیزه ی قوی تر برای تامین معاش و در آمد ، از آثار مثبت دیگر ازدواج است . گرچه نباید بی حساب و بدون سنجش دست به ازدواج زد و لازم است كه شرایط اقتصادی و توانایی های مالی هم لحاظ شود ، ولی وعده ی خداوند را نیز نباید فراموش كرد كه قول داده است تنگدستی را به غنا تبدیل كند و جایی برای بیم از فقر باقی نگذارد. پس ایجاد روحیه ی توكل و اعتماد به لطف الهی ، بعد مثبت دیگری از تشكیل خانواده است .
خداوند متعال ، ضمن دستور به ازدواج با دختران و جوانان شایسته و صالح می فرماید:
ان یكونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم (۲):
چنانچه تنگدست و فقیر باشند ، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز و توانگر می سازد ، خداوند وسعت بخش و داناست .
از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله ) روایت است كه فرمود:
من ترك التزویج مخافه العیلهٔ (الفقر) فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله عزوجل یقول : ان یكونوا فقراء یغنهم الله من فضله (۳) :
كسی كه از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نكند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی كه فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش ‍ آنان را بی نیاز و غنی می سازد.
در حدیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) نیز توصیه شده كه ازدواج كنید ، زیرا كه برای شما روزی آورتر است:
اتخذوا الاهل فانه ارزق لكم .(۴)
 
۳) احساس مسئولیت :
كسی كه ازدواج نكرده است ، خود را آزاد حس می كند و مسؤول نمی شناسد. در نتیجه ، استعدادها و خلاقیت های انسانی او هم بروز نمی كند. اما با ازدواج ، بار اداره ی زندگی را بر دوش می كشد. این تعهد و احساس مسئولیت ، سازنده است . كلا هر نوع مسئولیت پذیری ، انسان را به تلاش و آشكار ساختن استعداد و توانایی خویش وا می دارد.
 
۴) برنامه ریزی :
از سوی دیگر، حسابگری ، نظم ، برنامه ریزی و به تعبیر روایات ، تقدیر معیشت لازمه به دوش كشیدن تعهد اداره یك زندگی مشترك و تامین همسر و فرزندان و تربیت شایسته اولاد است .
از آنجا كه تربیت نسلی با ایمان ، مؤدب ، سالم و موفق ، برای خود انسان نیز مایه ی آبرو و حیثیت اجتماعی است ، این رسالت سنگین نیز به نوع دیگری توانایی های شخص را به مرحله ی ظهور و بروز می رساند.
 
۵) حق شناسی :
ازدواج ، سبب می شود كه حقوق متقابل میان دو انسان پدید آید. این سازنده است . ارتباط های خانوادگی و پیوندهای فامیلی ، دامنه این حقوق و وظایف اخلاقی و اجتماعی را گسترده تر می سازد و سامان بخش روابط انسانی می گردد.
كمك به ازدواج جوانان و تشكیل خانواده ، كمك به ساخته شدن انسان های مسئولیت پذیر ، مدیر و صالح است و یكی از راه های عمده و موفق مبارزه با گناه در جامعه ، تسهیل ازدواج است .
این، هم تكلیف والدین و افراد خیر و توانمند را سنگین می سازد ، هم روشنگر راهی برای آنانی است كه در اندیشه صلاح و سلامت قشر جوان جامعه اند ، هم وظیفه خود جوانان را در این زمینه روشن می كند. با تقویت و ترویج و تسهیل این سنت نبوی ، بهتر می توان با منكرات مقابله كرد و سدی در برابر هجوم فساد فرهنگی بیگانه پدید آورد.
منبع: http://www.vista.ir

برچسب‌ها: ازدواج, پولدار, ثروت, پول
+ نوشته شده توسط anderia در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 و ساعت 10:38 |

آفتاب:

1-مکالمه و حرف زدن

هنگامی که شما با یک نفر مشغول صحبت کردن هستید، احساس رضایتمندی می کنید. تحقیقاتی در دانشگاه میشیگان راجع به انواع مختلف ارتباطات کلامی و اثر آنها بر روی مغز انجام گرفته است. این تحقیقات نشان داده که صحبت های منفی هیچ فایده ای ندارند. در حالی که اگر مکالمه ای مفید صورت گیرد، افراد مکالمه کننده عملکرد اجرایی و ادراکی خوبی را به دست می آورند و این عملکردها همان حافظه می باشد.

تحقیقات دیگری بر روی مکالمات سودمند و معنی دار انجام شد و محققان به این نتیجه رسیدند که فرد مکالمه کننده بیشتر سعی می کند که فکر طرف مقابل را بفهمد و حتی صحبت های بعدی را حدس بزند که این کار باعث تحریک منطقه ای در مغز می گردد که وابسته به حافظه است.

2- نداشتن استرس

آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده است که به آشپزخانه بروید و از خودتان بپرسید که چرا من اینجا هستم و چه کاری می خواستم انجام دهم؟ این یکی از مشکلات رایج حافظه می باشد که از استرس منشا می گیرد.

هنگامی که شما استرس دارید، هورمون کورتیزول در مغز افزایش می یابد و حافظه کوتاه مدت را از بین می برد

پس بهتر است به مغزتان آموزش دهید که در صورت مواجهه با استرس و عصبانیت، بهتر عمل کند. مدیتیشن و تنفس عمیق باعث دوری از استرس و آرامش فرد می گردد.

3- یادگیری یک زبان دیگر

محققان به این نتیجه رسیده اند که یادگیری یک زبان جدید بر روی قدرت حافظه اثر فوق العاده زیادی دارد. تحقیقات نشان داه است افرادی که با بیشتر از دو زبان صحبت می کنند (مثلا فارسی و ترکی)، کمتر قدرت حافظه خود را در طول زندگی از دست می دهند.

در ضمن هر چه قدر تعداد زبان هایی که فرد می تواند با آنها صحبت کند بیشتر باشد، کاهش حافظه کمتر است؛ برای مثال، فردی که به 4 زبان و بیشتر می تواند صحبت کند، نسبت به فردی که به 2 زبان صحبت می کند، پنج بار کمتر دچار مشکلات حافظه می گردد. و یا فردی که به 3 زبان حرف می زند، نسبت به فردی که به 2 زبان حرف می زند، سه بار کمتر دچار مشکلات فهمی می گردد.

پس از همین امروز تصمیم بگیرید یک زبان دیگر را هم بیاموزید تا حافظه تان قوی تر گردد.

4- نوشیدن آب چغندر

آب چغندر حافظه را تقویت می کند. آب چغندر دارای نیترات می باشد که در بدن تبدیل به نیتریت می شود و باعث تسریع در جریان خون و اکسیژن رسانی بیشتر می شود.

تحقیقات نشان داده است که دیوانگان و افرادی که قدرت فهم کمی دارند، فاقد اکسیژن در منطقه خاصی از مغز می باشند. نیترات می داند که کدام قسمت از بدن نیاز به جریان خون بیشتر و اکسیژن بالاتری دارد. پس این نظریه ثابت شد که غذاهای غنی از نیترات مانند: چغندر، کلم، کرفس و اسفناج می توانند قدرت فهم را افزایش دهند و باعث تقویت مغز و فکر گردند.

5- رژیم غذایی مدیترانه ای

رژیم غذایی مدیترانه ای سرعت کاهش فهم و حافظه را در افراد بزرگسال کم می کند. به طور کلی، افرادی که بیشتر از سبزیجات تازه، حبوبات، روغن زیتون و ماهی استفاده می کنند، کمتر دچار کاهش فهم می شوند.

6- وقفه تنفسی در خواب (آپنه خواب)

آپنه خواب باعث بیدار شدن فرد در نصف شب می گردد. اگر این مشکل را درمان نکنید، باعث خواب آلودگی و فراموشی می گردد. افراد مبتلا به آپنه از اکسیژن کافی محروم هستند که این امر، بر روی قشر خاکستری مغز (بافت عصبی مغز) اثر منفی می گذارد. بیشترین اثرات منفی نیز در قسمت حافظه می باشد.

7- بیماری قلبی

اگر شما دارای کلسترول بالا و فشار خون بالا باشید، علاوه بر احتمال بروز بیماری های قلبی در شما، مغزتان نیز در معرض خطر قرار دارد. 10 تحقیق در انجمن اعصاب شناسی در امریکا انجام شد و نشان داد افرادی که در معرض خطر بیماری قلبی وجود دارند، دارای نقصان عملکردهای ادراکی هستند و برعکس.

8- ورزش مغز

مغز نیز همانند عضلات، نیاز به ورزش دارد. اگر آرنج دست چپ تان به مدت 6 ماه بی تحرک باشد، برای آن چه کار می کنید؟ مغز نیز همانند آن است.
بهترین راه برای تقویت حافظه، استفاده روزانه از آن است؛ برای مثال اگر برای شما حفظ کردن شماره های تلفن سخت است، برای حفظ کردن آنها وقت بگذارید. بعد از چند وقت می بینید که تمام شماره های تلفن را حفظ هستید
+ نوشته شده توسط anderia در جمعه بیست و سوم دی 1390 و ساعت 18:11 |
مترجم: م.زارع
نصیحتی برای ماجراجویان در کسب‌وکار: قبل از شروع، در اولین قدم تصمیم خود را برای اقدام کارآفرینانه بازبینی کنید، با این هدف که هزینه‌های فرصت احتمالی را این بار واقع بینانه بسنجید. شاون برکوسن یک کارآفرین سریالی می‌گوید:

«تهیه‌ اعداد و ارقام به شدت می‌تواند برای شفاف ساختن منافع و هزینه‌های احتمالی در کارآفرینی کمک کند، مخصوصا اگر در فاز اول کارآفرینی قرار دارید.»
«اگر تصمیم دارید که شغل خود را یک سال رها کنید و به دنبال کارآفرینی بروید، باید دقیقا حساب کنید که این کار چقدر هزینه برای شما در بر دارد. سپس می‌توانید در این رابطه فکر کنید که آیا این ریسک، ارزش منفعت‌های بالقوه را دارد یا خیر.»
برای مثال آیا شما در شرایط مالی خاصی هستید تا بتوانید از حقوق ماهانه خود صرف نظر کنید و همین حالا به حرکتی پر ریسک دست بزنید یا آیا باید صبر کنید تا برخی از نقاط ضعف زندگیتان برطرف شود؟ اگر دارید شغلی پایدار را از دست می‌دهید تا مالک یک کسب و کار شوید، حساب کنید که شما اکنون چه میزان حقوق کسب می‌کنید (و همه مزایا از جمله بیمه و برخی پرداخت‌های فرعی را حساب کنید) و آن را به مقداری بیفزایید که باید خرج شروع یک کسب‌وکار جدید کنید. این مقدار، بدون حساب گذشت‌های شخصی و کار سخت، هزینه شروع یک کار جدید است. آیا ایده
کسب و کار شما و تعهدتان به کارآفرینی آنقدر قوی هست که بتواند این هزینه را جبران کند؟ و آیا این شانس وجود دارد که بازگشت سرمایه‌گذاری شما در یک چارچوب مشخص زماني به دست شما برسد یا خیر؟ ایده کسب‌وکار خود را از طریق یک مطالعه امکان‌سنجی و نوشتن یک برنامه ساده کسب و کار عملی کنید.

وقتی نمی‌توانی شب را بخوابی
احساساتی که کارآفرینان به پشت میز کار می‌آورند بسیار حیاتی است. آن لحظه ای که دیگر نمی‌توانی بخوابی زیرا داری به اوج تحقق ایده ات فکر می‌کنی، باید سریع‌تر به اجرای آن اقدام کنی.
اما اجازه نده احساسات تو را از راه به در کند. به طور خاص، کارآفرینان زیادی در مورد محصول یا مشکلی که باید حل شود احساساتی هستند، بنابراین بخش بزرگی از تلاششان صرف توسعه محصول می‌شود و از مسائل مالی غافل می‌شوند.
به یاد داشته باشید که مسائل مالی قلب تپنده هرکسب و کاری است. در مورد بودجه‌بندی، پیش‌بینی و روند درآمد، جریان وجوه نقد، خرج‌ها و سربار حساس باشید.
جدا کردن خود از دسته
وقتی نوبت به خود کسب‌وکار می‌رسد، اطمینان حاصل کن که محصولات و خدماتت را از سایر محصولات موجود در بازار متمایز کرده‌ای. وادار کردن مشتریان به امتحان کردن یک چیز جدید یا اقدام به عملی جدید سخت‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. همه ما بنده عادت هستیم. با این حال باید واقعا متمایز باشی تا بتوانی در رقابت با شرکت‌های موجود در بازار موفق شوی. پس مرحله اول متمایز کردن خود از دیگران است، اما برای ادامه دادن نباید از مشتری و تعامل با او غافل شد تا بتوانی وادارش کنی به تغییر تن دهد.
هزینه‌های خارجی را پایین نگه دارید. مبادا در ابتدای کار فریفته دفترهای جذاب و گران و بازاریابی پر زرق و برق شوید. در عوض بر آموزش و تربیت نیروی کار خود و استخدام افرادی سرمایه‌گذاری کنید که می‌توانند مشتریان جدیدی را وارد کسب‌وکار کنند و از عهده کارها به درستی برآیند.
در نهایت به خود یک مهلت بدهید که تا آن وقت در کارآفرینی موفق شده باشید. ضررهای خود را زودتر از آنکه انباشته شوند متوقف سازید.
کارآفرین بودن یعنی اینکه شما ایده‌های زیادی دارید. اگر فانتزی بهتر از واقعیت به نظر می‌رسد گیج و مایوس نشوید. به بازار گوش فرا دهید و میل خود را در جهت امتحان کردن چیزی متفاوت پیش ببرید.

منبع:دنیای اقتصاد

+ نوشته شده توسط anderia در جمعه سیزدهم آبان 1390 و ساعت 21:58 |

 

برای تبدیل شدن به یک کار آفرین موفق به نكات ذيل دقت نمايد.

1) هر روز با اشتیاق در محل کار خود حاضر شوید.
2) ) بر هر دستوری که هدفش توقف آرمان شماست، پیش دستی کنید.

۳) هر کاری را که برای تکمیل پروژه تان لازم است(بدون توجه به شرح شغل خود) انجام دهید.

۴) افرادی را برای کمک به خود پیدا کنید.

۵) درباره افرادی که انتخاب می کنید از شهود خود کمک بگیرید و فقط با بهترین ها کار کنید
.
۶) تا جایی که می توانید پنهان کاری کنید; جنجال و تبلیغات، ساز و کارهای امن را به خطر می اندازد.

۷) هیچ وقت روی یک مسابقه شرط بندی نکنید، مگر آنکه خودتان گرداننده اش باشید.
 
برای تبدیل شدن به یک کار آفرین موفق به نكات ذيل دقت نمايد.

1) هر روز با اشتیاق در محل کار خود حاضر شوید.
2) بر هر دستوری که هدفش توقف آرمان شماست، پیش دستی کنید.

۳) هر کاری را که برای تکمیل پروژه تان لازم است(بدون توجه به شرح شغل خود) انجام دهید.

۴) افرادی را برای کمک به خود پیدا کنید.

۵) درباره افرادی که انتخاب می کنید از شهود خود کمک بگیرید و فقط با بهترین ها کار کنید
.
۶) تا جایی که می توانید پنهان کاری کنید; جنجال و تبلیغات، ساز و کارهای امن را به خطر می اندازد.

۷) هیچ وقت روی یک مسابقه شرط بندی نکنید، مگر آنکه خودتان گرداننده اش باشید.

مهندس حجت اله رضازاده

مدیر عامل خانه کارآفرینان

+ نوشته شده توسط anderia در شنبه نوزدهم شهریور 1390 و ساعت 19:2 |

 

بخش اقتصاد- اشتغال زایی یكی از مشكلات فراروی هر جامعه است و از آن جا كه بی كاری معضلات عظیم اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد، لذا توجه به رفع این مشكل در راس برنامه های اقتصادی دولت ها قرار دارد.

کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغال از جمله اهداف و تکالیف تصریح شده در اسناد بالادستی مانند سند چشم‌انداز و قوانین 5 ساله توسعه کشور است.

برای پایین آوردن نرخ بیکاری راه حلهای متفاوتی از طرف متخصصین و اقتصاددانان پیشنهاد شده است که اولین و مهمترین آنها سرمایه گذاری در تولید است. دوم استفاده از تجارب سایر کشورها بر عنوان یک راهنما و الگوهای تجربه شده مورد توجه است. بر اساس گزارشات (LIO) چین از سال 1987 تا 1997 بیش از 160 میلیون فرصت شغلی ایجاد کرده، در سالهای 1980 تا 1990کشورهایی چون، هنگ کنگ، کره جنوبی، سنگاپور، مالزی با تولید و توزیع انواع نرم افزارهای الکترونیکی مشکل بیکاری خود را حل کرده اند و به اشتغال نسبتاً کاملی دست یافته اند. سوم ایجاد ثبات و امنیت سرمایه گذاری برای تولیدکنندگان داخلی، سرمایه گذاران خارجی و بکارگیری شیوه های نوین تولید، توزیع کالاها و خدمات است

آن چه در این راستا مهم است اولویت بخشیدن برنامه های حمایتی دولت ها برای جهت دهی به آن دسته از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی است كه نیل به این هدف را در كوتاه ترین زمان و كمترین هزینه میسر سازد.

بنگاه های زودبازده

این واقعیات موجب شده تا در سال‌های گذشته متولیان اشتغال، طرح‌های متفاوتی را برای کاهش نرخ بیکاری و اشتغال‌زایی تدوین و اجرا کنند. شاید بتوان طرح بنگاه‌های زودبازده را سمبل طرح‌های اشتغال‌زایی دست‌اندرکاران این بخش دانست. اما با گذشت چند سال از اجرای طرح مذکور و صرف منابع، بسیاری از منتقدان، این طرح را فاقد دستاورد مناسب برای اشتغال‌زایی بیشتر قلمداد کرده و از سوی دیگر هنوز آمار دقیقی از تعداد این بنگاه‌ها و مشاغل ایجاد شده ناشی از آن در دسترس نیست.

بنگاه های زودبازده طرحی است که در تمام دنیا به عنوان راهکاری برای تولید اشتغال مطرح است اما به شرط اینکه با پایداری توسعه یابد و به یک بنگاه بزرگ تبدیل شود، البته نباید حین حمایت از بنگاه های کوچک از واحدهای بزرگ غافل شد چرا که اکثر تولید و اشتغالزایی یک کشور به رشد واحدهای بزرگ بستگی دارد تا کوچک. با این وجود بد نیست بگوییم که بنگاههای کوچک که معمولاً به‌ عنوان صنایع پایین‌دست بنگاههای بزرگ مانند صنایع جانبی فولاد و سیمان تشکیل می‌شود ارزش افزوده بسیار بالاتری دارند و اشتغال بیشتری را ایجاد می‌کنند. پس لازم است که متناسب با گسترش بنگاههای بزرگ که در دولتهای گذشته شکل گرفت، بنگاههای کوچک هم تقویت شوند و این نظام اقتصادی به نحو مطلوب و شایسته‌ای شکل گیرد. هم اکنون 98درصد بنگاهها در دنیا کوچک و متوسط بوده که این عدد در کشور ما بسیار پایین است.

صنایع دستی

از راه های دیگر ایجاد اشتغال که بسیار هم مقرون به صرفه به نظر می رسد  رسیدگی به صنایع دستی و توجه به فعالان بخش روستایی است. به عبارتی  توسعه و سرمایه گذاری روی صنایع دستی همواره به عنوان یكی از راه های ارزان و مناسب برای اشتغال زایی مطرح است. بخصوص این كه وجود ۵/۲ میلیون بیكار در روستاهای كشور زمینه مهاجرت به شهرهای بزرگ و روی آوردن به مشاغل كاذب و تبعات بعدی آن را بدنبال دارد. طبق آمارهای منتشر شده در سال های اخیر بطور میانگین سالیانه ۱۰۰هزار روستایی به مناطق شهری مهاجرت كرده اند. این در حالی است كه می توان ضمن حمایت هر چه بیشتر از فعالان بخش كشاورزی و نیز توسعه صنایع تبدیلی و بسته بندی ضمن سودآور كردن و افزایش ارزش افزوده بخش كشاورزی، از طریق توسعه و حمایت از صنایع دستی، زمینه را برای مهاجرت معكوس و اشتغال زایی فراهم ساخت. به گفته كارشناسان بخش كثیری از اعضای جوامع روستایی و عشایری كشور در صنایع دستی اشتغال دارند كه به عنوان منبع درآمد آن ها به حساب می آید. و در صورت امكان عرضه و فروش تولیدات آن ها، این صنعت می تواند به عنوان راه كاری برای ایجاد اشتغال و نیز جلوگیری از مهاجرت بیرویه به شهرها مورداستفاده قرارگیرد. بخش كشاورزی و دامپروری به دلیل فصلی بودن، اوقات فراغتی بوجود می آورد كه صنایع دستی برای ایام بیكاری خانواده های روستایی در آن زمان مفید است و می تواند سبب رونق، پایداری و ثبات كشاورزی و دامپروری شود، كه ضمن افزایش توان اقتصادی و رفاه خانوارها، كاهش فاصله طبقاتی را به دنبال خواهد داشت. در حالی كه هزینه اشتغال در بخش های دیگر اقتصادی بالا ست در بخش صنایع دستی می توان با هزینه های كم اشتغال زایی كرد.

تكیه بر حمایت از صنایع دستی برای اشتغال زایی حائز اهمیت است به ویژه آن كه سرمایه گذاری در این بخش از ویژگی های زیر برخوردار است:

۱) نیاز به سرمایه گذاری اندك برای ایجاد اشتغال

۲) عجین بودن صنایع دستی با هنر و در نهایت فراهم شدن محیط كاری پر نشاط

۳) پیشگیری از مهاجرت و ایجاد مشاغل كاذب در شهرهای بزرگ

۴) وجود مواداولیه در دسترس

۵) حفظ سنت های محلی توسط بومیان هر منطقه

آموزش

یک عامل مهم دیگر در ایجاد اشتغال توجه به نقش و اهمیت آموزش است. آموزش را میتوان از جهت های گوناگون مورد بررسی قرار داد و همه ما در ذهن خود توجیهاتی برای اهمیت و نقش آموزش در اشتغالزایی داریم. آموزش به خودی خود به خاطر اثرات جانبی مثبتی که در اقتصاد دارد همواره مورد توجه است؛ اما در یک مثال موردی ، قطعا اگر واحدهای تولید نیروی کار متخصص در اختیار داشته باشند با بهبود روشهای تولید و یا به کارگیری فن آوریهای جدید می توانند باعث رونق فعالیت اقتصادی خود شده و با برخورداری از یک توسعه مداوم اقدام به گسترش تولید و جذب نیروی کار جدید کنند.

در یک نگاه تازه هم می توان این طور گفت که هر اندازه دانش افراد کشور بیشتر باشد، خلاقیت، نوآوری، ابتکار و اشتغال در آن کشور بیشتر می باشد. ضمن اینکه آموزش در بطن خود اشتغال زا می باشد، توجه به گسترش استفاده ویادگیری کامپیوتر، اینترنت و تجارت الکترونیکی باعث می شود که در خانواده ها کودکان به این ابزار علاقه مند شده و در آینده بتوانند از این وسیله به نحو احسن در شکوفایی اقتصاد خانواده و کشور تاثیر بگذارند، برای درک بهتر این موضوع به ذکر یک نمونه برجسته بسنده می کنم. حضور شرکت هایی که در زمینه صادرات و واردات، از روش های مختلف بازاریابی در فروش کالاها و خدمات خود به مشتریانشان در ایران و جهان استفاده می کنند، باعث شده تعداد زیادی از افراد طبقه متوسط بدون شغل یا تحصیل کرده که به لحاظ وضعیت اقتصادی نامناسب عملاً نقش خود را فراموش کرده اند (البته به اجبار) جذب این فعالیتهای اقتصادی شوند. البته تعدادی از افراد که تصور می کنند اشکالاتی بر این نوع فعالیت ها وجود دارد بیشتر بر روی نکات منفی این روش ها انگشت می گذارند، بدون آنکه نکات مثبت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و امنیتی آن را متذکر شوند.

حال اگر این افراد در یک محیط مناسب مورد آموزش قرار گیرند و با استفاده از ابزارهای جدید معامله مثل اینترنت آشنا شوند می توانند به عوامل تولید اثرگذار و بالفعل ارزشمندی تبدیل شوند.شرکت های معتبر خارجی که از طریق اینترنت برای فروش کالاهای خود استفاده می کنند خواسته یا ناخواسته منشاء اثرات مثبتی در کشورهای در حال توسعه خواهند شد که قطعاً مهم و پویاتر از مسیله اقتصادی است. اثراتی چون، ایجاد انگیزه و میل رغبت فزاینده به فعالیت های اقتصادی در جوانان افزایش رشد تجارت، افزایش رفاه زندگی مردم طبقه پایین جامعه، افزایش فرصت های جدید شغلی(کارآفرینی نسل جدید در دراز مدت) و این یعنی آموزش در حوزه ای مثل تجارت الکترونیک می تواند باعث رونق اقتصادی و ایجاد شغل شود

تجارت الکترونیک

به عبارتی از راههای نوین کالا و خدمات که میتواند اثر مهمی در ایجاد شغل داشته باشد تجارت الکترونیک است. متاسفانه عدم وجود تعریف روشن و واضح قوانین در امر تجارب الکترونیکی باعث می شود که افراد کمتر برای انجام سرمایه گذاری و کارهای بازرگانی از طریق کامپیوتر تمایل نشان دهند، لذا توجه مسئولین در قانونمند کردن تجارت الکترونیک و شاخه های فرعی این تجارت (بازاریابی الکترونیکی) باعث می شود که علاقه مندان به خرید با اشتیاق و تمایل بیشتری به سمت تجارت الکترونیک روی آورند، علاوه بر این افراد غیر مسئول یا ناآگاه به این طریق قدرت دخالت و مانع تراشی را از دست می دهند. از این رو لازم است تا رسیدن به یک وضعیت مطلوب و یا قابل قبول به طور جدی فعال شویم و از فرصت ها به نحو بهینه استفاده کنیم، برای حضور جدی در عرصه جهانی باید کالاها و خدمات را با قیمت و کیفیت بهتر عرضه کنیم ودر برنامه عرضه از قدرت و توانمندی برخوردار شویم. لذا از طریق تجارت الکترونیک می توان سهم ایران را در بازارهای جهانی از طریق توسعه صادرات غیرنفتی رونق داده و اقتصاد کشور را از اقتصاد تک محصولی به سمت یک اقتصاد پویا سوق دهیم، برای رسیدن به این هدف وجود بازاریان حرفه ای که توان حضور در بازارهای مختلف را داشته باشند الزامی است

خلاصه مطالب ذکر شده در بالا این است که برای کاهش نرخ بیکاری که از دغدغه های اصلی هر جامعه است دولت و بخش خصوصی می توانند با توجه به بنگاه های زودبازده، صنایع دستی، آموزش و تجارت الکترونیک با هم تعامل کنند.

ریحانه حمیدی فر

گروه جامعه و ارتباطات

+ نوشته شده توسط anderia در جمعه هفتم مرداد 1390 و ساعت 21:55 |

اقتصاد در ابتدای هزاره سوم میلادی شاهد دگرگونی‌های شگرفی بوده است. انقلاب فناوری اطلاعات و تغییر ترکیب نیروی کار به نفع نیروهای دانش- محور از زمره این تغییرات است. شاید مهم‌ترین روندی که در اقتصاد دیده می‌شود حرکت به سوی نظام اقتصادی با ماهیت شبکه‌ای است.

در چنین اقتصادی کنترل و تخصیص منابع به صورت توزیع شده صورت می‌گیرد و نقش شبکه‌های اجتماعی در رشد و توسعه‌ی اقتصادی به مراتب بیش از نظام متمرکز برنامه ریزی دولتی خواهد بود. نقش کارآفرینان در رویکرد شبکه مدار به مراتب پررنگ‌تر از رویکرد اقتصاد کلاسیک است. در اقتصاد نوین، کارآفرینان در شبکه‌های اجتماعی نقش عناصر فعالی را ایفا می‌کنند و موجب ارتقای بازده سرمایه‌های مادی و انسانی می‌شوند.

به عبارتی ویژگی بارز اقتصاد امروز تغییرات سریع است. در چنین اقتصادی کشورهایی می‌توانند موفق باشند که قابلیت تطبیق با این تغییرات را داشته باشند. کشورهایی که در آن‌ها میزان فعالیت‌های کارآفرینانه بالاتر است به واسطه طبیعت کارآفرینی در تطبیق با تغییرات، قادرند تا در اقتصاد جهان موقعیت بهتری کسب کنند. تحقیقات انجام شده نشان داده است که رشد اقتصادی با سطح فعالیت‌های کارآفرینانه همبستگی مثبت دارد. به عنوان مثال در تحقیق (GEM General Entrepreneurship Monitor)، که به صورت سالیانه فعالیت‌های کارآفرینی و تاثیرات آن را در کشورهای مختلف مورد بررسی قرار می‌دهد و در حال حاضر در بیش از 20 کشور جهان صورت می‌گیرد، این نتیجه به دست آمده است که نرخ رشد اقتصادی یک کشور رابطه معنی دار یا سطح فعالیت‌های کارآفرینانه آن کشور دارد.

به جهت مخفی بودن موفقیت افراد پر تحرک و کارآفرین و همچنین عدم پوشش رسانه‌ها و بی‌توجهی به موفقیت این افراد، از جهت الگوهای مشخص و موفق، انگیزشی در جامعه ایجاد نمی‌شود.

دامنه‌ی تاثیرات کارآفرینی بر جامعه بسیار وسیع است. از تغییر در ارزش‌های اجتماعی تا رشد شتابان اقتصادی، محققین تغییرات مختلفی را که رواج فرهنگ کارآفرینی در یک جامعه ایجاد می‌کند بررسی کرده و آثار آن را از دیدگاه‌های متفاوت مورد بحث قرار داده‌اند.

 برخی از تاثیرات ذکر شده عبارتند از:

• ایجاد ثروت.

• اشتغال‌زایی.

• ایجاد و توسعه فناوری.

• ترغیب و تشویق سرمایه‌گذاری.

• شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید.

• افزایش رفاه.

• ساماندهی و استفاده اثربخش از منابع.

موانع ایجاد کارآفرینی

پیامدهای مثبت توسعه کارآفرینی در اقتصاد کشور بیش از سایر اثرات آن مورد توجه قرار گرفته است. به باور محققین، کارآفرینان از رسیدن نظام اقتصادی به تعادل ایستا جلوگیری می‌کنند و به واسطه رفتارهای فرصت جویانه خود، اقدام به فرصت سازی برای کلیت نظام اقتصادی می‌نمایند. تاثیرات دیگری نظیر ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی نیز مدنظر پژوهشگران بوده است.

علت رشد پایین اقتصادی در بخش خصوصی نه تنها فقدان فرهنگ کارآفرینی است بلکه در هر سه مرحله از ایجاد یک فعالیت کارآفرینی، موانع نهادی و ساختاری بسیاری وجود دارد که باید برای آن‌ها چاره‌ای اندیشید.

الف) موانع کارآفرینی در مرحله آموزش و زمینه سازی

ضعف آموزش عالی:

در کشورهای اروپایی و آمریکا، مباحث کارآفرینی از چنان اهمیتی برخوردارند که در دوره کارشناسی و کاشناسی ارشد همه رشته‌های دانشگاهی حداقل یک درس با عنوان کارآفرینی ارائه می‌شود؛ به جهت اهمیت موضوع، کاربردی بودن درس و همچنین منافع بسیار زیاد مشاهده شده از آن، مهارت‌های ارائه شده در این درس به دقت و متناسب با اهداف و سیاست‌های کلان اقتصادی تعیین می‌شوند.

لیکن در ایران -علیرغم توجه بیشتر در سال‌های اخیر- هنوز هم اهمیت موضوع برای تصمیم‌گیرندگان مشخص نیست و به دوره‌های آموزشی خارج از برنامه درسی اکتفا شده است. علاوه بر این، آموزش‌های ارائه شده نیز، در یک نظامِ متناسب با سیاست‌های کلان کشور تهیه نشده است.

ریسک‌گریزی:

محیط خانواده، مدرسه و جامعه به گونه‌ای است که غالب جوانان، حتی قشر تحصیل‌کرده را به سمت حرفه‌های با درآمد مطمئن و بدون ریسک سوق می‌دهد.

نگرش نادرست به پول و ثروت:

علیرغم تقدس ثروت در اسلام، به عنوان یک "ابزار" برای زندگی بهتر، فرهنگ شکل‌گرفته در جامعه نگرش درستی نسبت به پول نداشته و به ثروتمند همواره به چشم شیاد و دزد نگریسته می‌شود. به این ترتیب افراد نه به دنبال نفع شخصی خود می‌روند و نه به دنبال یافتن راه‌های صحیح کسب درآمد بیشتر هستند.

عدم توجه به آموزش حین کار و توانمندسازی افراد: علاوه بر خانواده و مدرسه یکی از فرصت‌های مناسب آموزش مهارت‌های کارآفرینی آموزش حین کار است که در کشور به آن توجهی نمی‌شود.

ب) فقدان عوامل انگیزش در مرحله تحرک کارآفرینی

انگیزش آن چیزی است که باعث می‌شود فرد اقدام به فعالیت کارآفرینی کند و شامل الگوهای رفتاری، شبکه افراد پشتیبان روحی و شبکه افراد پشتیبان تخصصی است.

کشورهایی که در آنها میزان فعالیتهای کارآفرینانه بالاتر است به واسطه طبیعت کارآفرینی در تطبیق با تغییرات ، قادرند تا در اقتصاد جهان موقعیت بهتری کسب کنند

فقدان الگوی رفتاری مناسب:

به جهت مخفی بودن موفقیت افراد پر تحرک و کارآفرین و همچنین عدم پوشش رسانه‌ها و بی‌توجهی به موفقیت این افراد، از جهت الگوهای مشخص و موفق، انگیزشی در جامعه ایجاد نمی‌شود.

فقدان شبکه پشتیبان روحی:

نه تنها محیط خانواده، مدرسه و جامعه جوانان را به سمت حرفه‌های با درآمد مطمئن و بدون ریسک سوق می‌دهد بلکه به صورت یک عامل ضد انگیزشی از فعالیت‌های کارآفرینانه آنها نیز جلوگیری به عمل می‌آورند.

فقدان شبکه پشتیبان تخصصی:

 به جهت قدرتمند بودن بخش عمومی در کشور و انحصار دولتی، تاکنون یک بخش خصوصی قوی و پویا در اقتصاد شکل نگرفته است. لذا حتی با اقدام برای فعالیت کارآفرینانه، کارآفرین ناچار است برخی از مشکلات و اشتباهات را خود تجربه کند تا حرکت و مسیر صحیح را بیابد.

تضمین بقای شغل:

سازمان دولت، بزرگترین استخدام‌کننده نیروی کار تحصیل‌کرده در کشور است. به علاوه دولت سعی در حفظ نیروی کار خود دارد. به همین منظور به جای اخراج صاحب یک منصب، با تغییر شغل وی، در قسمت دیگر دولت از خروج این نیروها جلوگیری می‌کند. در حالی‌که خروج این نیروها از دولت به معنی ورود آنها به بخش خصوصی و به احتمال بسیار زیاد کارآفرین شدن آنهاست.

ج) موانع کارآفرینی در مرحله جهش (منابع و فرصت‌ها)

موانع موجود در کشور، باعث خروج کارآفرینانِ با انگیزه و کاهش فعالیت‌های ایشان شده است. برخی از این موانع عبارتند از:

انحصار دولت:

نامشخص بودن موفقیت افراد پر تحرک و وجود شواهد و شایعاتی مبنی بر اینکه "به علت ساختار انحصاری دولت، همواره تحرک در جامعه با شکست مواجه شده است" باعث می‌شود که افراد، تمامی فرصت‌های فعالیت را در دست دولت بدانند. لذا اقدام به جستجو برای یافتن فرصت‌های بکر نمی‌کنند و روحیه سکون بر جامعه حاکم می‌شود.

سرکوبی خلاقیت:

درآمد نفت باعث شده است که دولت در عمل خود را بی‌نیاز از خلاقیت مردم بداند و لذا به نیروی انسانی خلاق توجهی ندارد. جهت‌گیری‌های دولت نهم در مورد مهاجرت نخبگان و کم اهمیت دانستن خروج سرمایه‌های عظیم انسانی شاهدی بر این مدعاست. علاوه بر این، ماهیت نو بودن فعالیت کارآفرین ضرورت شفاف شدن قوانین مالکیت معنوی‏، حق امتیاز، پروانه ثبت اختراع و... را روشن‌تر می‌کند.

ناامنی حقوق مالکیت خصوصی:

از یک طرف تصور اینکه دولت ممکن است همچون گذشته اقدام به مصادره شرکت‌ها نماید و مداخله بیش از حد دولت در تعیین دستمزدها، قیمت محصول، قیمت سرمایه، نرخ ارز و... از طرف دیگر، باعث شده است که افراد احساس کنند در تملک محصول کار و تلاش خود اختیار چندانی ندارند.

قانون ناکارآمد:

 اخیراً در جامعه این تفکر رواج یافته است که "در صورت شکایت شما از کلاهبرداریِ 10 میلیون تومانی یک فرد، مطمئنا به حق خود خواهید رسید، اما باید ضمن اینکه 15 میلیون تومان خرج می‌کنید، 5 سال در راهروهای دادگستری رفت و آمد کنید!! ". این تفکر حتی در صورتی که نادرست باشد، مانع از فعالیت کارآفرینی می‌شود.

رانت و تبعیض:

در همه جای دنیا رانت وجود دارد. بررسی‌های اقتصادی نشان می دهد که در این بین، کشورهایی که توانسته‌اند مردم را قانع کنند که با تبعیض‌های اجتماعی و رانت مبارزه مؤثر شده است به رشد بالاتری دست پیدا کرده‌اند. لیکن علیرغم سفارشات دینی و قانونی، عدم توجه به این مسأله حیاتی، تحرک اجتماعی را در کشور تضعیف نموده است.

در کشور ما مراکز حمایت از کارآفرینان بسیار محدود و کارآفرین با تمام مشکلات ضمن تلاش جهت تبدیل ایده به محصول باید تمام خطر سرمایه گذاری را خود عهده دار باشد. مراکز حمایت از کارآفرینان به دلیل نداشتن پشتوانه مالی و عدم حمایت جدی از طرف نهادهای ذیربط قادر نیستند پاسخگوی نیازهای مالی کارآفرینان باشند . کارآفرینان با ایجاد (SMEها ) با سرمایه محدود خود و گاهی با دریافت مقداری وام وارد یک حرکت اقتصادی و صنعتی می شوند و در بسیاری از مواقع زندگی و امکانات خود را در راه توسعه صنعتی از دست می دهند. با تولید دانش فنی یک محصول ، توسط کارآفرین ، شرکت های تولیدی خارجی توسط عوامل خود در کشور از این توانایی ها اطلاع یافته و قیمت محوصل خود را چنان پایین می آورند که کارآفرین توان رقابت را از دست داده و در مدت کوتاهی هستی خود را از دست بدهد. در این مواقع اگر کارآفرین حمایت نشود چگونه می توان انتظار داشت کارآفرینی و ایجاد (SME ها) در کشور توسعه یابد.

+ نوشته شده توسط anderia در جمعه هفتم مرداد 1390 و ساعت 21:49 |
کارولین گراهام -خبرنگار دیلی میل- به تازگی مصاحبه بسیار جالبی با بیل گیتس در سیاتل انجام داده است، مصاحبه‌‌ای که بازتاب زیادی در فضای اینترنت پیدا کرده است.

ترجمه خلاصه‌شده‌ و آزادی از این مقاله را برایتان می‌نویسم:

دسترسی و قرار مصاحبه با بیل گیتس برای مصاحبه چندان ساده نبود و درست به دشواری ملاقات کردن فرماندار یک ایالت می‌مانست. مصاحبه در اتاق کنفرانس عمارت جدید بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس انجام شد، یک ساختمان ۵۰۰ میلیون دلاری با دیوارهای شیشه‌ای که طوری ساخته شده است که کمترین میزان آسیب را به محیط زیست برساند.

مصاحبه‌گر، در جریان این مصاحبه گیتس را از نظر مهارت‌های اجتماعی، در سطح پایین ارزیابی می‌کند. گیتس با وجود اینکه یک شرکت بزرگ چندمیلیارد دلاری را تأسیس کرده است، اما در هنگام مصاحبه، صدایش بیش از حد بلند بود و در حین صحبت کردن مدام روی صندلی می‌جنبید، دستانش را با گارد دفاعی در جلویش قرار داده بود، انگشتان پایش را تکان می‌داد و قلمش را در دستش می‌چرخاند. او از نگاه چشم در چشم عاجز بود و نمی‌توانست با ریزمکالمه یک ارتباط کلامی را آغاز کند و پی بگیرد.

سال‌های زیادی از زمانی که او با همکاری پل الن در سال ۱۹۷۵، شرکت مایکروسافت را تأسیس کرد، گذشته است و حالا بیل گیتس ۵۵ سال دارد، تصویر او بارها روی جلد نشریه اقتصادی فوربس کار شده است. او در این فاصله لقب شوالیه را در سال ۲۰۰۵ را از ملکه انگلیس دریافت کرده است و در همین سال از سوی نشریه تایم به همراه همسرش -ملیندا- و بونو -خواننده گروه U2- به عنوان شخصیت برتر سال انتخاب شد.

گیتس به دوستی با اشخاص مشهوری مثل اپرا وینفری و بونو افتخار می‌کند. البته او به واسطه بچه‌هایش با بعضی از مشاهیر این روزهای دنیا مثل لیدی گاگا هم آشناست، خواننده‌ای که البته با احتیاط به ترانه‌هایش در خانه بیل گیتس گوش داده می‌شود و فرزند ۱۲ سال گیتس مواظب است که کوچک‌ترین فرزند، که نه سال بیشتر ندارد، بعضی از ترانه‌ها را که حاوی کلمات ناپسند هستند، نشنود!

سه فرزند بیل گیتس وقتی می‌خواهند با پدرشان شوخی کنند، ترانه‌ای از «تراوی مک‌کوی» و «برونو مارس» به نام میلیاردر را برایش می‌خوانند، ترانه‌ای که زمانی هم در آمریکا و هم در اروپا، در جدول ترانه‌های پرفروش، شماره سه بود.

بیل گیتس برای دو دهه لقب ثروتمندترین انسان روی زمین را یدک می‌کشید ولی مدتی است که کارلوس اسلیم -تاجر مکزیکی- از او پیشی گرفته است. گیتس حالا ۵۶ میلیارد دلار ثروت دارد و البته ۲۸ میلیارد دلاری که او صرف کارهای بشردوستانه کرده است، در این کاهش رتبه مؤثر بوده است.

گیتس سه فرزند دارد: جنیفر ۱۵ ساله، روری ۱۲ ساله و فیبی Phoebe نه ساله. چیزی که برای گیتس مهم است آموزش خوب و سلامت آنهاست و جالب است که گیتس و همسرش تصمیم گرفته‌اند که برای هر یک از آنها تنها ۱۰ میلیون دلار ارث باقی بگذارند. گیتس دوست دارد که آنها راه خودشان را بروند و حرفه خودشان را پیدا کنند و دنبال کنند. گیتس آنها را مثل بچه‌های عادی بار آورده، بچه‌هایی که هر روز پول توجیبی می‌گیرند.

گیتس خودش برخلاف خیلی از مشاهیر و میلیاردرها زندگی عادی و متناسبی را دنبال می‌کند، او مرد خانواده است و وقت برای خانواده می‌گذارد و البته زمانی را هم صرف بازی تنیس و بریج می‌کند. او گرچه خودروی لکسوس و پورشه دارد، اما دوست دارد با مرسدس معمولی‌اش بیرون برود، البته آنها وقتی به صورت جمعی بیرون می‌روند، سوار یک خودروی مینی‌ون می‌شوند.

وقتی خبرنگار دیلی‌میل از گیتس پرسید که آیا بچه‌هایش آی‌پد، آی‌فون یا آی‌پاد دارند، صورت گیتس در هم رفت و گفت که انها معادل‌های ویندوزی آنها را دارند مثل یک پخش‌کننده موسیقی زون!

گیتس از سال ۲۰۰۸ از کار روزانه در مایکروسافت دست کشید و به صورت تمام وقت در بنیاد خیریه‌اش مشغول شد، او هیچ علاقه‌ای به بازگشت به وضعیت قبلی در مایکروسافت ندارد. دارایی بنیاد خیریه او ۳۷٫۱ میلیارد دلار است. البته قسمتی از این دارایی را «ورن بافت» اهدا کرده است.

گیتس در سال ۲۰۰۰، اتحادیه جهانی واکسن وایمن‌سازی را برپا کرد که آخرین اجلاسش به تازگی در لندن برگزار شد و در طی آن ۳٫۷ میلیارد دلار برای واکسن ۲۴۳ میلیون کودک در کشورهای فقیر در برابر پنومونی و سرخک جمع‌آوری شد. برآوردها نشان می‌دهد که این کار جان چهار میلیون کودک را درعرض چهار سال‌ آینده نجات می‌دهد.

فعالیت‌های بشردوستانه و خیرخواهانه گیتس از سال ۹۴ شروع شد، همان سالی که گیتس با همسرش ازدواج کرد. در همان سال مادر گیتس -مری- به خاطر سرطان پصتان درگذشت. مادر گیتس، شش ماه قبل از مرگش در نامه‌ای به عروس‌اش نوشته بود که از کسانی که صاحب دارایی بیشتری می‌شوند، انتظارات بیشتر هم باید توقع داشت.

گیتس این نامه را هنوز هم حفظ کرده است. به دنبال مرگ مادر، پدر گیتس در نامه‌هایی از او خواست که عملا کارهایی در زمینه فعالیت‌های بشردوستانه بردارد و سرانجام گیتس قانع شد که در این راه سرمایه‌گذاری کند. پدر گیتس هم در بنیاد خیریه، فعالیت دارد و هنوز هم با وجود کهولت سن و گذر از ۸۵ سالگی در این بنیاد فعال است. گیتس با فروتنی می‌گوید که این بنیاد را همسرش سر و سامان داده و او فقط چک‌ها را امضا کرده است.

گیتس علاقه زیادی به سرمایه‌گذاری در زمینه واکسیناسیون دارد. وقتی از او سؤال شد که چرا در مورد سرطان، فعالیت‌های مشابهی نمی‌کند، او گفت که از دید او همه حیات‌ها، ارزش یکسانی دارند ولی وقتی آدم فکر می‌کند که می‌شود خیلی ساده جلوی مرگ یک کودک سه ساله مبتلا به مالاریا را گرفت و سال‌ها زندگی بانشاط در اختیارش قرار داد، آدم قانع می‌شود که به جای تمرکز سرمایه‌گذاری برای نجات جان آدم‌های هفتاد ساله از حمله قلبی و سرطان، در وهله اول بر واکسیناسیون تمرکز کند.

گیتس نسبت به هزینه شدن درست کمک‌های بشردوستانه خوشبین است. وقتی خبرنگار به او گفت کمک‌های بشردوستانه‌ای که باید صرف مردم زیمباوه می‌شد، به یاران رابرت موگابه رسید، او اطمینان داد که نظارت درستی بر هزینه شدن کمک‌هایش می‌کند.

در سؤال بعدی نظر گیتس در مورد کشورهایی مثل هند خواسته شد، کشوری که علیرغم داشتن میلیون‌ها آدم نیازمند، برنامه فضایی خودشان را دنبال می‌کنند و ۷۰ میلیاردر دارد. از گیتس پرسیده شد که آیا درست است به چنین کشورهایی کمک شود؟

گیتس ابراز عقیده کرد که چنین کشورهایی به تدریج از قالب کشورهای دریافت‌کننده کمک درمی‌آیند، او کره را مثال زد که در طی یک نسل از کشوری که محتاج دریافت کمک‌های بشردوستانه بود، به کشور ثروتمندی مبدل شده که خود، اهداکننده کمک است. چین هم از شرایط مشابه به در آمده ودر حال حاضر به کمکی نیاز ندارد، اما مردم شمال هند هنوز محتاج کمک‌های بشردوستانه هستند.

گیتس گفت که چند وقت پیش به اوتار پرادش در شمال هند رفته بود، سفری که بسیار برایش تأثیرگذار بود، او در این سفر در یکی از بیمارستان‌های کودکی را دید که مبتلا به وبا بود و در حالی که به شدت مایع از دست می‌داد و رو به مرگ بود، پدرش به عنوان یک انسان نمی توانست کاری برایش بکند. او کودک سه‌ ساله‌ای را به یاد آورد که مبتلا به فلج اطفال شده بود و دیگر هرگز نمی‌‌توانست راه برود.

او اشاره کرد که در اوتار پرداش کسی او را نمی‌شناخت، وقتی یکی از مقامات او را همراهی می‌کرد و از او سؤال شد شخص همراه او کیست، او به شوخی گفت فقط یک مرد سفیدپوست! در مملکتی که دغدغه اصلی تهیه غذای بخور و نمیر است، شاید مایکل جوردن یا محمد علی کلی را بشناسند، اما گیتس را هرگز!

خانه مجلل صد میلیون دلاری گیتس در نزدیکی دریاچه واشنگتن قرار دارد و بیشتر از شش هزار متر مربع مساحت دارد. این خانه مجهز به آخرین فناوری‌هاست.

گیتس یک خواننده حریص و مشتاق کتاب است، گویا او به کتاب‌های کاغذی بیش از انواع الکترونیک علاقه دارد، با این همه دوست‌دار کتاب‌های الکترونیک هم است و عقیده دارد آنها با گذشت زمان از انواع کاغذی، پیشی می‌گیرند.

اما چیزی که در کتابخانه گیتس، مایه افتخارش است، یکی از دفترچه‌های یادداشت لئوناردو داوینچی است که او با مبلغ ۳۰٫۸ میلیون دلار در سال ۹۴ خریده است. البته گیتس اسناد و دست‌خط‌هایی از آیزاک نیوتون و آبراهام لینکلن هم در اختیار دارد.

گیتس اکانت توییتر و فیس‌بوک خودش را دارد. البته او از درخواست دوستی‌های بی‌شمار به ستوه آمده است. گیتس با مارک زاکربرگ ۲۷ ساله -مؤسس فیس‌بوک- دوست است.

به عقیده گیتس گذاشتن ارث و میراث چیز احمقانه‌ای است، چیز مهم به نظر او کاهش مرگ و میر اطفال از نه میلیون در سال به چهار میلیون است. گیتس که به پیدا کردن واکسن مالاریا امید دارد، آنقدر دلبسته فعالیت‌های خیرخواهانه شده است که همه کارهایی را که در نیمه اول عمر در مایکروسافت کرده است، مقدمه‌ای برای آماده‌سازی برای انجام اموارت مهم در نیمه دوم عمرش می‌داند. او حتی گیک بودن را تنها در ارتباط با انسانیت و کمک به همنوع مهم می‌داند، به عقیده او گیک کسی است که که یک کتاب ۴۰۰ صفحه‌ای را در مورد واکسن بخواند تا بفهمد که این واکسن کجاها کار می‌کند و کجاها، نه. گیگ کسی است که بتواند از اطلاعاتش برای افزایش اطلاعات مردم استفاده کند. در این صورت است که گیتس خودش را گیک می‌داند.

منبع:خانه كارآفرینان ایران

+ نوشته شده توسط anderia در پنجشنبه دوم تیر 1390 و ساعت 18:23 |
امروزه در عصر ارتباطات و فناوریهای نوین ، نه تنها همگام شدن با مهارتهای جدید نیازی اساسی است، بلکه آموزش در ارائه مطالب نیز از ملزومات عصر حاضر تلقی می شود .جیسون آلبا ، کارآفرینی است که با تحقیقات و تلاشهای گسترده خود توانست در رشته معرفی مشاغل تجاری ، مدیریت ، مشاوره و بازاریابی گامهای بلندی بردارد و پلی میان رشته های دانشگاهی با بازارهای تجاری ، مهارتهای مختلف و آشنایی افراد تحصیلکرده با مشاغل مختلف ایجاد کند . برای آشنایی بیشتر مخاطبان گفتگویی با وی انجام داده ایم .

 امروزه در عصر ارتباطات و فناوریهای نوین ، نه تنها همگام شدن با مهارتهای جدید نیازی اساسی است، بلکه آموزش در ارائه مطالب نیز از ملزومات عصر حاضر تلقی می شود .

 جیسون آلبا ، کارآفرینی است که با تحقیقات و تلاشهای گسترده خود توانست در رشته معرفی مشاغل تجاری ، مدیریت ، مشاوره و بازاریابی گامهای بلندی بردارد و پلی میان رشته های دانشگاهی با بازارهای تجاری، مهارتهای مختلف و آشنایی افراد تحصیلکرده با مشاغل مختلف ایجاد کند . برای آشنایی بیشتر مخاطبان گفتگویی با وی انجام داده ایم .

مشاغل تجاری زیادی وجود دارند و کارآفرینان اغلب با استفاده ازهوش خود همیشه با طرح های نوین ابداعات جدیدی انجام می دهند . اغلب افراد در بازار تجارت ، اجرای طرح های تجاری و مراحل اولیه بازاریابی ناکام می مانند . آیا در مورد شما نیز چنین اتفاقاتی رخ داده است ؟

 همیشه دوست داشتم یک کارآفرین و انسانی متفاوت باشم . درابتدا خود من نیز به دنبال شغل مناسبی بودم . اما هرگز فکرنمی کردم که بتوانم شغلی بهترابداع کنم . هنگامی که در جستجوی شغل مناسبی بودم متوجه شدم که کارجویان مختلفی به سازمانهای مختلف رجوع می کنند و خواستار کارمناسبی هستند ولی اغلب کارفرمایان توجه چندانی به آنها نشان نمی دهند . دوره استخدام آنها نیز کوتاه بود . بنابراین به فکر راه مناسبی بودم تا این معضل را حل کنم . در واقع کارجویان علی غم تخصص و مهارت ، معرف مناسبی برای ورود به شرکتها نداشتند . همین موضوع باعث شد که اولین جرقه های ایجاد یک بنگاه کاریابی و مشاوره شغلی به ذهنم خطور کند . با توجه به مهارتهای مدیریتی که داشتم بنگاهی تخصصی در زمینه مشاوره ، معرفی مشاغل ، لیست شرکتها ، کارخانجات و بسیاری از مهارتها ، با گروهی پنج نفره آغاز کردم .

 زمانیکه فعالیت تجاری خود را آغاز کردید انتظارداشتید که به چنین رشدی برسد ؟

 همیشه به دنبال شغل مستقلی بودم . نمی خواستم که کارفرما بردرآمدم نظارت داشته باشد و طبق اصول و قوانین وی کار پیش برود . در اوایل کار بسیار پیچیده و دشوار بود . تعداد مراجعه کنندگان محدود بود و اغلب افراد متخصصی بودند که به دلیل رفت و آمدهای زیاد و طولانی مدت به شرکتهای مختلف انگیزه کافی برای ادامه کار را نداشتند . دلیل دوم بی انگیزگی آنان اشتغال در شرکتی مغایر با تحصیلات و مهارت آنها بود . کم کم پس از گذشت مدتی کوتاه آنها با مشاوره ها ی من ، مسیر اصلی اشتغال خود را بازیافتند و درآن موفق شدند .

 چه زمانی متوجه شدید که باید تمام وقت خود را به این کار اختصاص دهید و این شغل به مرحله سوددهی رسیده است ؟

 شغل شناسی و تحقیق درباره مشاغل مختلف و معرفی آنها کاربسیار وقت گیر و طاقت فرسایی بود . من باید به مراکز دانشگاهی و موسسات مختلفی برای تحقیق و بررسی درباره مشاغلی میرفتم که اهمیت و کاربرد بسیار بالایی در جامعه داشتند . گاهی اوقات ماهها وقت خود را صرف بررسی شغلی می کردم که تا کنون کس دیگری زوایا ، ابعاد ، بازتاب و نقش و اهمیت آن را دراجتماع بررسی نکرده بود . پس از آن باید این اطلاعات و یافته های جدید را به صورت یادداشت هایی جداگانه به اساتید و متخصصان نشان می دادم و پس از تایید آنان به صورت کتاب راهنمای شغلی عرضه می کردم تا مثلا جوان تحصیلکرده ای درشهری دیگر با خواند ن این کتاب راهنمای شغلی ، مسیر زندگی اش را تغییر دهد و آگاهانه وارد حرفه های جدید شود . پس از مدتی ، از تماسها ، ایمیل ها و بازتابهایی که کتابها و یادداشتهای من درمیان مردم ایجاد می کرد. فهمیدم که کارم مورد توجه افراد زیادی قرار گرفته است و همین برای من کافی بود . زیرا از این طریق می توانستم به فارغ التحصیلان زیادی کمک کنم .

 شما درجایگاه یک کارآفرین ، خودتان فعالیتتان را آغاز کردید و همانطور که گفتید این کار مورد علاقه شماست فعالیتتان را چگونه ارزیابی می کنید و چه طرحی برای آینده این کار دارید ؟

 درپاسخ به سوال شما باید بگویم تمام کارهایی که انجام دادم ، حاصل تجربیات ، مشاوره ها ، راهنماییها و مهارتهایی بوده که طی چندین نوبت کار پاره وقت در شرکتها ، موسسات و مطالعه درباره سیرتحول تجاری در کشورهای مختلف بدست آمده است . اگر دراین حرفه به موفقیت هایی دست یافته ام ، حاصل بررسی ، تحقیق درباره مشاغل مختلف ، رشته های دانشگاهی متفاوت و نیاز بازارهای تجاری و شرکتهای بین المللی است که هرروز در حال گسترش و پیشرفت هستند . اگر در زمینه های مختلفی مانند : طرحهای مدیریتی ، تحلیل بازارهای تجاری ، طراحی شبکه و وب ، توسعه و فناوریهای نوین ، عرضه و فروش ، حمایت از مخاطبان و غیره ، مهارتهای لازم را نداشتم ، باید وقت و هزینه زیادی برای آموزش و یادگیری آنها پرداخت می کردم . استعداد و تواناییهای لازم برای اجرای چنین پروژه هایی از ویژگیهای یک کارآفرین نمونه محسوب می شود . چنین امتیازاتی در همان آغاز کار به من درارائه طرحی تجاری و اجرای آن کمک شایانی کرد. برای این کار علیرغم اینکه خود من طراحی و مدیریت مشاغل تجاری را انجام می دهم ، از یک طراح و مدیر پروژه کمک گرفتم و از مشاوره های او نیز استفاده کردم . برای کارهای تولیدی نیز از یک مدیر تولید ممتاز بهره گرفتم .

 شما علیرغم مهارتها و تواناییهای خودتان و سالها تجربه و تحصیل در پروژه های مدیریتی ، از مهندسین و مدیران دیگری برای طرح تجاری خود استفاده کردید . می توانید دلیل اینکار را توضیح دهید ؟

 تمام این افراد از دوستان دوران دانشکده خود من بودند گروه 5 نفره ما با سخت ترین شرایط اینکار را آغاز کرد . هرکدام از این دوستان بهترینهای رشته خودشان هستند . مهندس ، طراح ، حمایت کننده مالی ، مدیرو مشاور تیم 5 نفره مرا تشکیل می دهند . سرعت فوق العاده عالی در ارائه طرحها و ظرفیت بالا از ویژگیهای این افراد است . بنابراین ابتدا من در مورد مشاغل مختلف تحقیق می کردم و آنها را به صورت کتابهای راهنمای شغلی عرضه می کردم . سپس با کمک دیگر دوستانم به مدیریت ، مشاوره و تولید طرحهای تجاری در یک بنگاه کارآفرینی پرداختیم . پس از ارائه چند طرح به شرکتهای تجاری ، آنها در پروژه های دیگر ما را حمایت کردند و بدین ترتیب فعالیت تجاری ما گسترش یافت و خودمان مبتکر طرح های نوین تجاری و معرفی مشاغل جدید از جمله تجارت الکترونیک و فروش آنلاین شدیم .

 هدف شما از اینکار آگاهی کارجویان با مشاغل جدید بود و تا حد زیادی دراینکار موفق نیز شدید . چگونه توانستید با رقیبان خود مقابله کنید و حتی فراتر از آنان طرح های خود را گسترش دهید ؟

 سوال بسیار بجایی بود . من نیز مانند بسیاری از شرکتهای دیگر در ابتدای راه بودم و رقابت برای من زیاد مهم نبود . اما کم کم با افزایش درخواستها برای اجرای طرحهای تجاری گروه 5 نفره ما نیز به فکر افزایش شعبه های تجاری خود افتاد . بنگاه کاریابی ما درآغاز تنها به ارائه خدمات تجاری ، مشاوره ، مدیریت تولید ، معرفی مشاغل جدید و معرفی کارجویان به شرکتهای تجاری می پرداخت . سعی ما بیشتر معرفی و مشاوره شغلی بود . اما پس از گذشت چند ماه از آغاز فعالیت ، مدیریت طرح های تجاری نیز به کار ما افزوده شد . گروه 5 نفره ما پس از چند ماه تبدیل به یک تیم پیمانکار طرح های تجاری شد . این جهش از یک سو بسیار حساس و سرنوشت ساز بود و از سوی دیگر فوق العاده خطرناک . زیرا ما هیچگونه تجربه ای در این زمینه نداشتیم و بیشتر بنیان کار ما مشاوره ای و دانشگاهی بود . انتخاب بسیار دشواری بود ولی با کمک های بی دریغ دوستانم توانستم موفق شوم و به یکی از شرکتهای مشاوره ای و پیمانکاری در طرحهای تجاری عظیم تبدیل شویم . اما از آنجاییکه من کارم را از همان بنگاه کارآفرینی آغاز کرده بودم تصمیم گرفتم تا آن بنگاه و کارجویان را نیز اداره کنم . بنابراین کارجویان را متناسب با رشته های تحصیلی و مهارتهایشان در طرحهای تجاری خودمان و دیگر شرکتهای تجاری شرکت دادم و درجایگاه نیروهای تخصصی از آنان استفاده کردم . با گسترش طرح های تجاری ، شعبه های کارآفرینی و تجاری ما نیز افزایش یافت و به رقابت با دیگر شرکتهای تجاری پرداختیم .

 درپایان حرفی برای مخاطبان و کارجویان دارید ؟

 تنها توصیه من این است که كارجویان آگاهانه و با تحصیلات و مهارت کامل وارد بازارهای تجاری شوید . شغل موقت ممکن است درظاهر متناسب با مهارت و شخصیت شما نباشد . اما بهترین تجربه کاری شما محسوب می شود . خود من نیز از همین مشاغل کوچک و پاره وقت درهنگام تحصیل در دانشگاه کارم را آغاز کردم .

 در پایان باید بگویم كه درتمام مراحل زندگی صحنه های تلخ و شیرینی وجود دارند که موجب شادی ، غرور و افتخار می شوند . گاهی نیز گذر زمانه روی ناخوشی به خود می گیرد و کام شما را تلخ می کند . بنابراین با سختی هایش دلسرد و ناامید نشوید و از شادی ها و موفقیت هایش مغرور.

منبع:http://www.bazarekar.ir

 ترجمه: سید رسول موسوی میرزایی


+ نوشته شده توسط anderia در سه شنبه هفدهم خرداد 1390 و ساعت 11:52 |